محمد صادق على خان
5
مخازن التعليم ( فارسى )
مصطبه « 1 » دبيرستان جاه و جلالش دبير فلك را دل از دست رفته از نسبت مشاكلت ماهيچه رايت ظفر آيتش ماه عالمافروز سر بعيوق افراخته و كلك گوهر سلكش كه باعث انتظام جهان و جهانيانست كار ارباب حاجت ساخته . سعد اكبر كه مدار افاضه سعاداتست اختر سعدش را بهزار جان و دل مشترى گرديده . در ايوان كيوان پاسبان قصر رفيعش زهره بتمنائى حصول دولت مجرا در صف نعال رامشگران خزيده . بهرام خون اشام سرانگشتان را از خون اعادى وحيم العاقبة نابكار نگار نموده . در مضمارش سلحشورى « 2 » قصب السبق از امثال در اقران ربوده . هندوى فلك مانند فلك هندوى آستان فيض باستان اوست . و سعد رامح « 3 » نيزهدارى از عساكر ظفر توامان او باستظهار ضعيف نوازيش گرگ خونخوار در چنگال ميش ضعيفتر از مور . و حكايت پشه و فيل قصهايست در السنه خاص و عام مشهور نظم خديو جم حشم داراب دربان * سليمان زمان سلطان دوران بچرخ سلطنت تابنده اختر * جهان را آفتاب ذرّهپرور بميدان وغا جم را چه يارا * كه گردد در مصاف او صفآرا بهارآراى گلزار جهانست * گلى از گلبن صاحب قرانست الهى تا بگردش هست گردون * بكن اقبال و عمرش روزافزون بر اعدا يا رب او را تا دم صور * بفضل خود مظفر دار و منصور مهر سپهر گيتى ستانى مركز دائره جهانبانى . سلاله خاندان رفيع المكان گورگانى . خلاصه دودمان عظيم الشان صاحب قرآنى . خسرو سكندر نشان داور داراب دربان خديو جمشيد شوكت فريدون حشمت كيوان رفعت برجيس رتبت السلطان ابن السلطان ابن السلطان الخاقان ابن الخاقان ابن الخاقان اسد المعارك و المغازى معين الدين ابو النصر محمد اكبر شاه بادشاه غازى خلد اللّه ملكه و سلطانه و افاض على العالمين برّه و احسانه از عاكفان سدهء سنيه سلطنت و جهاندارى و واقفان عتبه عليه خلافت و شهريارى رجاء واثق است
--> ( 1 ) بفتح ميم و سكون صاد و فتح طاى مهمله و فتح باى موحده ميخانه و در قاموس نوشته كه مصطبه با كسر مىخانه و با صاد مهمله و ضاد معجمه هر دو آمده 12 غياث ( 2 ) سلحشور كسى كه ورزش و استعمال سلاح بسيار كند و اين لفظ مركب است 12 غياث ( 3 ) سعد رامح و سماك رامح كه اسامى كوكب اند ديده شده اما سعد رامح به نظر نيامده 12